تاریخیدرباره قشم

لشکرکشی امام قلی خان به قشم و هرمز

امام قلی خان

از سال ۱۰۰۹ ق / ۱۶۰۰ م که بحرین به دست ایران افتاد، الله وردى خان چون میدانست که پرتغالیها هنوز از فکر تسخیر مجدد بحرین دست برنداشته‏ اند، پیوسته با تعرض به بندر جرون و قلاع و بنادر دیگر اطراف باب هرمز که در تصرف پرتغالیها بود، خاطر ایشان را پیوسته متوجه این سمت می ساخت. وى همچنین به منظور ایجاد مرکزى نظامی ‏براى این تهاجمات ، در نزدیکى قلعه مستحکم جرون، قلعه‏اى به نام عباسى ساخت و از آن مرکز دائما” حملات خود را بر علیه پرتغالیها سامان میداد.

 

تسخیر قشم و هرمز
«۱۰۲۱ – ۱۰۳۱ ق / ۱۶۱۲ – ۱۶۲۲ م»

از سال ۱۰۰۹ ق / ۱۶۰۰ م که بحرین به دست ایران افتاد، الله وردى خان چون میدانست که پرتغالیها هنوز از فکر تسخیر مجدد بحرین دست برنداشته‏ اند، پیوسته با تعرض به بندر جرون و قلاع و بنادر دیگر اطراف باب هرمز که در تصرف پرتغالیها بود، خاطر ایشان را پیوسته متوجه این سمت می ساخت. وى همچنین به منظور ایجاد مرکزى نظامی ‏براى این تهاجمات ، در نزدیکى قلعه مستحکم جرون، قلعه‏اى به نام عباسى ساخت و از آن مرکز دائما” حملات خود را بر علیه پرتغالیها سامان میداد.

پادشاه اسپانیا – فیلیپ سوم – که در این تاریخ بر پرتغال هم سلطنت و استیلا داشت، سفیرى با هدایاى بسیار به خدمت شاه عباس فرستاد و از او خواهش کرد که بحرین را به عمال شرکت پرتغالى هند واگذارد و از محاصره جرون هم دست بردارد. فرستادگان فیلیپ سوم در ۱۰۱۱ ق / ۱۶۰۲ م در مشهد به حضور پادشاه صفوى رسیدند. شاه عباس که در این ایام، در صدد اتحاد با ممالک عیسوى بر ضد عثمانى بود، فرستادگان فیلیپ را به گرمى‏ پذیرفت و به الله وردى خان دستور داد که از محاصره جرون دست بردارد و عمال ایرانى، بحرین را به پرتغالیها بدهند، اما ظاهرا” در این مورد اخیر پافشارى نکرد و حاکم بحرین هم پرتغالیها را به بحرین راه نداد.

فیلیپ سوم، بار دیگر در ۱۰۱۷ ق / ۱۶۰۸ م، سفیر سابق خود را به دربار ایران فرستاد و از این که گماشتگان شاه در بحرین، از ورود پرتغالیها به جزیره مخالفت مى‏کنند، شکایت نمود. شاه عباس در پاسخ فیلیپ، نامه‏اى ملاطفت آمیز نوشت، اما ابدا” حرفى از بحرین به میان نیاورد.

لشکرکشی امام قلی خان به جرون (گمرون) ۱۰۲۱ ق
در ۱۰۲۱ ق / ۱۶۱۲ م، الله وردى خان، پسر خود امام قلى خان را به تسخیر جرون فرستاد، لیکن امام قلى، توفیقى در تسخیر این منطقه به دست نیاورد. در همین سال، امیرالامراى فارس درگذشت و امام قلى خان به جاى پدر بیگلربیگى فارس شد. امام قلى بار دیگر در ۱۰۲۳ ق / ۱۶۱۴ م به جرون لشکر کشید و این بار آن دیار را فتح و قلعه پرتغالى آنجا را خراب کرد و به جاى آن در نزدیکى قلعه عباسى، بندر جدیدى ساخت که آن را بندر عباس نامیدند.

تصمیم شاه عباس در کوتاه کردن دست پرتغالیها ۱۰۲۳ ق
شاه عباس که از ۱۰۱۷ تا ۱۰۲۱ ق / ۱۶۰۸ تا ۱۶۱۲ م، از اعزام سفیران خود و اتحاد با اروپا علیه عثمانى نتیجه‏ اى نگرفت، مصمم شد که دست پرتغالیها را از جزایر و سواحل خلیج کوتاه سازد که حمله امام قلى خان به جرون در تعقیب همین سیاست بود. در اوایل ۱۰۲۳ ق / فوریه ۱۶۱۴ م، فیلیپ سوم، بار دیگر سفیرى تازه به ایران فرستاد و مجددا” با وعده مساعدت به ایران در جنگ با عثمانى، استرداد بحرین و جرون را خواستار شد. شاه عباس که از وعده ‏هاى فیلیپ سوم خسته شده بود، به پادشاه اسپانیا پیغام داد که جرون جزء خاک ایران است و بحرین را هم سپاهیان ایران از امیر هرمز گرفته‏ اند؛ چون شاه عباس در این هنگام با نمایندگان شرکت تجارى انگلیسى در هند مشغول مذاکراتى براى اعطاى امتیازات بازرگانى بود و به یارى نیروى دریایى آن شرکت اطمینان حاصل کرده بود، سفیر فیلیپ سوم را دست خالى باز گرداند. این اقدام شاه، قطع روابط سیاسى ایران و اسپانیا را به دنبال داشت.

کشتیهاى هند شرقى انگلیس در ۱۰۳۰ ق / ۱۶۲۱ م در بندر جاسک، پرتغالیها را شکست سختى دادند و این واقعه بزرگ به عظمت نیروى دریایى پرتغال در خلیج فارس بود. در این ایام، امام قلى خان، به دستور شاه، با نمایندگان شرکت انگلیسى باب مذاکرات را گشود و از ایشان براى حمله به جزیره قشم و هرمز یارى خواست. نمایندگان شرکت مزبور تا یک سال زیر بار قبول این همکارى نرفتند، چه از سویى بیم آن داشتند که حریف نیرویى چون پرتغالیها نشوند؛ و از سوى دیگر، چون دو کشور اسپانیا و انگلیس روابط دوستانه داشتند، بى اجازه دربار لندن نمى‏توانستند به چنین حرکتى دست زنند که احتمال تخریب مناسبات بین دو قدرت اروپایى را در پى داشت. عاقبت امام قلى خان، شرکت هند انگلیس را در صورت عدم همکارى به ضبط و مصادره تمامی اموال و کالاهاى تجارى متعلق به این شرکت در سواحل خلیج فارس تهدید کرد. بالاخره، نمایندگان شرکت در میناب با امام قلى خان، عهدنامه‏اى بستند و مقرر شد که ایرانیها از خشکى و انگلیسیها از دریا به قشم و هرمز حمله کنند و پس از فتح، غنایم را به تساوى تقسیم نمایند. مخارج کشتیها و نیازهاى لجستیکى را دو طرف نصف به نصف بپردازند و از اسراء، مسلمین به ایرانیها و عیسویان – به استثناى حاکم هرمز که باید به ایران سپرده شود – به انگلیسیها واگذار گردد. حاصل گمرک هرمز هم بین دو طرف تقسیم و اجناسی که انگلیسیها براى شاه و والى فارس وارد میکنند از پرداخت حقوق گمرکى معاف باشد.

لشکرکشی امام قلی خان به قشم و هرمز ۱۰۳۱ ق
پس از عقد این قرارداد، امام قلى خان ابتدا به قشم حمله برد و با تصرف آنجا راه آب شیرین را بر روى پرتغالیهاى ساکن هرمز بست. سپس عامل عمان را بر ضد پرتغالیها تحریک نمود. با فتح قشم، قوى متحد ایران و انگلیس در ۲۷ ربیع الثانى ۱۰۳۱ ق / ۱۰ مارس ۱۶۲۲ به محاصره قلعه هرمز پرداختند و سرانجام آنجا را در ۱۰ جمادى الثانى / ۲۲ آوریل همان سال فتح کردند. سه هزار اسیر پرتغالى به دست انگلیسیها افتاد و تعدادى اسیر غیر عیسوى به دست ایرانیان. امام قلى خان، دستور داد تمامی اسرا را سر بریدند و سرهاى آنها را به نزد شاه عباس فرستاد.

با فتح هرمز، هم بزرگترین و مستحکمترین پایگاه پرتغالیها در خلیج فارس، پس از یک صد سال از دست ایشان بیرون رفت و هم سلسله امیران محلى هرمز که از چند سده پیش، در هرموز قدیم «میناب کنونى» و هرموز جدید «جزیره هرمز کنونى» و سواحل موغستان و عمان گاهى به استقلال و زمانى تحت امر ایران و برخى اوقات تحت حمایت بیگانگان امارت میکردند، برافتاد.

تصمیم امام قلی خان برای تصرف عمان و مسقط
پس از فتح هرمز، امام قلى خان میخواست عمان و مسقط را هم از کف پرتغالیها بیرون آورد،مسلمین آن دیار را هم از شر تعدیات جابرانه خارجیان رهایى بخشد؛ به همین نیت، براى جلب نظر انگلیسیها، با نمایندگان شرکت هند شرقى به مذاکره پرداخت؛ اما انگلیسیها که از فتح هرمز طرفى نبستند و امتیازى به دست نیاوردند، از کمک و همکارى سر باز زدند، و در مقابل از امام قلى خان خواستند که تمام جزیره هرمز و نصف عایدات گمرکى آنجا را به علاوه اجازه داشتن چهار ناو جنگى در خلیج فارس به ایشان واگذار کند. امام قلى خان که نمى‏خواست هرمز بار دیگر به دست بیگانگان افتد، زیر بار قبول این پیشنهاد نرفت؛ در عین حال اجراى نقشه تسخیر مسقط و عمان هم به سبب ضعف نیروى دریایى ایران، پیشرفتى نکرد. در مقابل پرتغالیها هر چه کوشش کردند که هرمز را پس بگیرند، توفیق نیافتند تا آنکه در ۱۰۳۴ ق /۵-۱۶۲۴ م با شاه عباس صلح نمودند و از جمیع متصرفات سابق خود چشم پوشى کردند. شاه عباس هم که نمی ‏خواست روابط ایران و اسپانیا و پرتغال تیره شود، به پرتغالیها اجازه داد تا در بحرین به صید مروارید بپردازند و در بندر گنگ در شمال شرقى لنگه براى خود قلعه و دارالتجاره بسازند.

نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن